بعضی وقتا یجوووری یجوووری نگاهت نسبت به بعضی آدما عوض میشه...یجوری تمام بدی هاشونو تمام و کمال رو میکنن...یجوری با خنجر حمله میکنن به قلب باورات...که انگار دیگه هیچ جوری نمیشه درستش کرد...انگار که ظرف روغن بریزه رو فرش.....انگار که لیوان شیشه ای هزار تیکه بشه.... یه واقعیت تلخِ تلخ و برنده... انقدر که تا مدت ها تو شوک و ناباوری غرق میشی..کاش انقدر بی رحم نباشیم....به باور آدما خنجر نزنیم....از چشمِ باورِ آدما نیفتیم...از چشم افتادن و میشه درست کرد باورِ زخمی رو نه.....نمیدونم چقدر باید زمان بگذره....چه اتفاقی باید بیفته....چی باید بشه...که بشه رد شد....بی خیال شد...۰
+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 21:52 توسط خانوم حلزون
|
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
تاريخ: دوشنبه
7 فروردين
1402 ساعت: 16:40